| |
| پنجشنبه 11 خرداد ماه سال 1385 |
| سکوت |
|
غباری از فراموشی آیینه ها را فرا گرفته است
و فراموش شده،چهره های واقعیمان
دیگر حتی جرات نمی کنیم خودمان را ببینیم
گویی همه خفته اند
همه خاموشند
گاه گاهی
مردمانی فریادی بر می آورند
اما برای گوشهایی که کر شده اند
گوشهایی که نمی خواهند بشنوند
کاش بیدار شوندآنهایی که خفته اند
بینا گردنند آنهایی که نمی بینند
و بشنود گوشهایی که کر شده اند
زندگی شده رنگی از
دروغ، فریب، تظاهر، غفلت و ..................
من سکوت می کنم
سکوتی سنگین تر از فریاد
شاید گوشهای کر صدای سکوت را بهتر بشنوند.
زندگی شده
خستگی، یکنواختی، تحمیل
ترس ،دلهره، وحشت
خود را به ندیدن زدن و بدتر از همه فرار...
چرا؟؟؟!!!
(این پست رو می خواستم واسه دوستی کامنت بذارم،چون طولانی شد ترجیح دادم تو وبلاگ خودم بذارم.) |
|